رسانه و نماز

 

 

رسانه ها تكنولوژی عظیمی هستند كه دنیای ما را به تسخیر خود در آورده اند و پس از خانه و مدرسه از دیگر عوامل تأثیر گذار بر روح كودك و نوجوان هستند.

 رسانه ها از نخستین دوران زندگی تا پایان حیات انسان، به عنوان عامل آموزنده و تأثیر گذارنده بسیار قوی نقش دارند.بنابراین، ظهور رسانه ها، تولد دنیای نوینی است كه بدون توجه به آثار تربیتی آن، توفیق در آموزش و گرایش به نماز امكان پذیر نیست.

 رسانه ها آموزشگاه میلیاردها انسان است و در اعماق دل و ذهن اعضای خانواده ها رسوخ كرده است. رسانه‌ها معلم و كلاس همگانی و همه جایی و بدون انحصاری است كه تمام لحظات خالی و غیر رسمی انسان امروز را پر كرده و در ایجاد انگیزه و پذیرش یك عمل و شكل دادن عادت های خوب یا بد، نقش بسیار مؤثری ایفا میكند. اگر برنامه ها و زمان پیام رسانه ها با تفكر و ارزش های معنوی و مذهبی جامعه و خانه و خانواده انطباق نداشته باشد، آموزش و القای پیام های دینی و تربیتی اثری نخواهد داشت و هر پیامی از طرف پدر، مادر، معلم، همانند یخی در مقابل حرارت شدید و همه جانبه ذوب خواهد شد و از بین خواهد رفت. در این شرایط، جوانان شخصیت دو گانه ای پیدا میكنند، دچار بحران عاطفی و فكری میشوند و بعدها طی همنوایی با سیل این بحران، به هر سمت و سویی سوق پیدا میكنند و بدون اراده و اندیشه بدان سو روانه میشوند.

در تهیه و تولید پخش برنامه از طریق رسانه ها برای كودكان و نوجوانان باید بسیار دقت كرد و برای این مسأله مهم آموزش و پرورش، یعنی احساسات و گرایشات دینی به ویژه نماز، بیشترین اهمیت را قائل شد.

اگر برنامه های تلویزیونی با ارزش ها و تفكر جامعه هماهنگ نباشد در اندیشه فرد بحران و تناقض ایجاد خواهد كرد و انتخاب بهتر را برایش مشكل خواهد ساخت. در لحظاتی كه پدر و مادر و مدرسه و مسجد، همه به نماز اول وقت اهتمام نشان میدهند، پخش سریال های خارجی و داستانی جذاب و دلربا از تلویزیون به چه معناست؟

رسانه یكی از عوامل مؤثر مهم زندگی است و باید با خواست و ارزش های معنوی خانه و خانواده و جامعه همسو و هماهنگ باشد، تا بتواند گرایش به نماز اول وقت را در نوجوانان و جوانان زنده نگه دارد.
بنابراین، برای رسیدن به روح و پیام معنوی نماز و درك فضیلت وقت نماز، تأكید بر ضرورت ایجاد یك سیستم سه گانه (خانه، مدرسه، رسانه) به صورت عناصر هماهنگ و حركت كننده در یك جهت واحد، امری منطقی و اجتناب ناپذیر می
نماید. باید این مجموعه به هم پیوسته، برای انتقال فرهنگ نماز، هماهنگ و ـ از همه بالاتر ـ همدل باشند. اگر شیوه های تربیتی مربوط به نماز و برنامه های زمینه ساز و جانبی اوقات فراغت در خانه، مدرسه و رادیو تلویزیون با هم متناقض باشند، كودكان و نوجوانان به شكل صحیح به نماز گرایش پیدا نخواهند كرد و روح حقیقی نماز در وجود آنان تحقق نخواهد یافت.

 

                                       حسينعلي قرباني امير – بابل بهار 1388